برای هیچ
یک نفر خیلی وقت پیش، من و دوراس را به هم معرفی کرد.آن روزها هم چیزهایی درباره اش می دانستم اما نخوانده بودمش.اول باران تابستان را خواندم .دیدم که در مورد کتاب های او نباید فعل خواندن را به کار برد بلکه باید در موج کلمه های او غوطه ور شد.غوطه ور شدن کاری بود که من در دریای آرام نوشته های دوراس دچارش شدم.بعد درد،شیدایی لل.و.اشتاین،نوشتن همین و تمام،عشق،امیلی ال(وای امیلی ال)مدراتوکانتابیله و حتی نمایش لاموزیکا را هم خریدم. بعدها منتظر می ماندم تا قاسم روبین کار تازه ای از او ترجمه کند و انتشارات نیلوفر عزیز منتشرش کند!
دیروز کتاب تازه ای با ترجمه روبین هدیه گرفتم.اما نویسنده اش دوراس نبود.نویسنده اش یان آندره آ بود.دوست دوراس ودرباره رابطه عجیب دوراس با او.اسم کتاب همان عشق است و این طور شروع می شود:می خواهم ازآن شانزده سالی بگویم که بین تابستان 80 و سوم مارس 1996 گذشت،همان سال های زیسته ام با آن زن.می گویم آن زن...
در نوشتن/ همین و تمام در فصل نوشتن حضور یان را می بینیم .دوراس می نویسد:
روزی دیگر کوچه سن بنوآ
برای یان
برای هیچ.
آسمان بی ابر است.
سال هاست که به این مرد علاقه مندم.
مردی که هنوز نامی بر او ننهاده ام.
مردی که دوستش دارم.مردی که واخواهدم گذاشت.بقیه اش چه در حضورو چه در غیاب من،چه پیش و چه پس از من،دیگر برایم بی تفاوت است.
دوست دارمت.
تجربه دوراس خوانی اتفاق عجیبی در زندگی من بود و باعث شد با کلمه ها دقیق ترو جدی تر روبه رو شوم.غوطه ور شدن در دنیای کلمه های دوراس را تجربه کنید.
فیلم عاشق(lover) که از روی کتاب عاشق دوراس ساخته شده فیلم خوبی است در همین ایران خودمان قابل دسترس است.کافی است بخواهید.
در مورد دوراس فیلمساز و دوراس نویسنده بیشتر بدانید. نتیجه جستجوی مارگریت دوراس در گوگل هم نتایج بامزه ای داشت.مثلا به یک وبلاگ به اسم دوراس برخوردم که تنها یک پست داشت و امضای روبین پای آن بود.تاریخ پست مربوط می شد به 7 اردی بهشت 82 نمی دانم واقعا خود آقای روبین این وبلاگ را راه انداخته و در نیمه را رها کرده یا...
