ب-چرا به نامزد اصلاح طلب ها رای می دهم؟
آن وقت ها که دکتر معین وزیر علوم بود چندباری دیده بودمش و به نظرم نه تنها جذاب نبود که کمی چکش خورده هم به نظر می رسید! روزی که از تصمیم جماعت اصلاح طلب(که نامزدی معین باشد) مطلع شدم فکر کردم این یک خودکشی سیاسی است چون بعد از رئیس جمهوری با شمایل خاتمی تحمل معین کار سختی است! البته جدی تر که نگاه کردم دیدم مساله آن جذابیت ظاهری نیست.من هرچه گشتم در کارنامه او غیر از استعفا بعد از جریان کوی دانشگاه و تلاش برای اصلاح ساختار آموزش عالی چیزی ندیدم.
امروز اما کار از شوخی گذشته است. حتی هاشمی رفسنجانی هم قضیه انتخابات را جدی گرفته و خلاصه شهری است پر کرشمه وخوبان ز شش جهت (جهاتش می شود معین وکروبی و لاریجانی و قالیباف و رفسنجانی و احمدی نژاد !) و در گیر و داری که یک نفر قول اقتدار می دهد آن یکی قول مستمری ماهانه، یکی دم از فرهنگ می زند آن یکی دم از رابطه دوستانه با آمریکا من به رئیس جمهوری فکر می کنم که پیش از هر چیز حرف های مرا بشنود، بفهمد، عمل کند و نگرانی های مرا درک کند.
درشت ترین نامزد انتخاباتی با من که دیگر طبق تقسیم بندی های سازمان ملی جوانان، جوان نیستم حداقل چهل و یک سال فاصله سنی دارد. پس چطور می تواند و توقع می رود که رئیس جمهور دومین کشور جوان جهان شود؟و موفق هم باشد؟
نامزدهایی هم هستند که مثل معین چکش خورده نیستند.یک کدامشان اتفاقا خوش تیپ هم هست. لباس هایش را ست می کند و به فکر جذابیت های فضای پیرامونش هست اما یک نظامی تمام عیار است. من اما راستش را بخواهید با علم به دکترای مدیریت کسی که برای رسیدن به ستاد انتخابات کشور از چراغ قرمز هم عبور می کند تردید دارم او متناسب با شعارهای قشنگش عمل کند. از طرفی نگرانم که چطور بعد از یک رئیس جمهور فیلسوف و دانشمند به حکومت نظامی ایشان تن بدهم از طرف دیگر تاریخ معاصر ایران می گوید هروقت برای تثبیت دموکراسی در این کشور تلاشی صورت گرفته یک نظامی به میدان سیاست آمده تا طرفداران مردم سالاری را سر جایشان بنشاند. نمونه اش همان آقای رضاخان یا سپهبد رزم آرا. به نظرم رأی دادن به حکومت یک نظامی آن هم پیش چشم دنیایی که ما را با اندیشه گفت و گوی تمدن های خاتمی شناخته است کمی تا قسمتی مایه شرمساری است.
گفتم این روزها وضع ما شده است مصداق آن شعرحافظ که: «شهری است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت» اما من دیگر مثل سال 76 احساساتی نیستم.تصمیم گرفته ام حالا که مطمئنم بدون استفاده از ابزار دموکراسی نمی شود به جامعه مدنی رسید نگذارم اقلیت جامعه برایم تصمیم های مهم بگیرند. گیریم این تصمیم گیری، انتخاب از میان بد و بدتر باشد! من مثل هر آدم عاقلی به بد رأی می دهم.با این استدلال که بهتر از بدتر است.

0 Comments:
Post a Comment
<< Home