"Ladies first يك فحش است" يادداشتياست كه به مناسبت روز مادر و زن براي
شرق نوشتم,اول فقط لينكش را اينجا گذاشتم ولي به دلايلي اينبار همه يادداشت را همينجا ميگذارم:
1
چراغ قرمز نيست ولي ماشينها در خيابان جردن نرسيده به تقاطع ظفر از جايشان تكان نميخورند و بعضيهايشان دستشان را گذاشتهاند روي بوق.كمي جلوتر همان سر تقاطع راننده يك دوو سيلو خواسته دور بزند اما فرمان را كامل نچرخانده بنابراين حالا مجبور است هي عقب و جلو برود تا بتواند از اين گيرودار بيرون بيايد.تقريباً دارم دعا ميكنم كه راننده سيلو خانم نباشد اما راننده تاكسي ما كه حاضر است گردنش را هم سر اين موضوع بدهد مطمئن است كه طرف يك راننده خانم است كه دارد ميرود آرايشگاه موهايش را مش كند!
سيلوي زرشكي بالاخره خودش را به آن طرف خيابان ميرساند و پايش را ميگذارد روي گاز. بيا! نگفتم؟راننده زن است! راننده تاكسي ما خوش و خرم از اينكه پيشبيني اش درست بوده و با قاطعيت ميگويد:از زن جماعت راننده بيرون نميآيد! و برميگردد از توي آينه به من نگاه ميكند تا تاثير حرفش را ببيند و من با حرص لبخند ميزنم تا قضيه را جدي نگرفته باشم.
سر كلاس جامعهشناسي صنعتي دكتر پرويز پيران ميگفت كه در صنايع خودروسازي جهان هم نگاه مردسالارانه باعث شده خودروهاي ساخت اين كارخانهها متناسب با فيزيولوژي و تواناييهاي جسمي مردان توليد شود.براي همين نشستن يك زن پشت فرمان خودرويي مثل بليزر اتفاقي است كه شما براي دوباره ديدنش سرتان را دوباره مي چرخانيد.اما از من توقع نداريد كه درسهاي كلاس جامعهشناسي صنعتي را براي راننده تاكسيمان در دفاع از آن زن راننده سيلو زرشكي تكرار كنم؟
من ميدانم كه چرخاندن فرمان پيكان كار سختي است و ميدانم نگاه مردانه حاكم بر زندگي آدمها در طول تاريخ باعث شده الان پيكاني توليد شود كه چرخاندن فرمانش براي ما سخت است اما مطمئنم راستش را بخواهيد نميتوانم پنهان شدن پشت اين ديدگاهها و تنبلي و بيانگيزگي براي رفع آنها را بپذيرم.من نميدانم مخترع فرمان هيدروليك چه كسي است ولي مطمئنم مخترعش يك زن نيست كه براي غلبه بر مردسالاري حاكم بر جامعه صنعتي يا هر دليل ديگري دست به اين اختراع زدهباشد.
2رومن رولان ميگويد:مردان آفريننده كارهاي بزرگند و زنان بوجود آورنده مردان ولي من به عنوان يك زن قرن بيستويكمي دلم ميخواهد زنهاي جامعهام در آفرينش جهان نقشي جز آفرينش مردان آفريننده داشته باشند.
برادر دوستم بشدت از دست دخترها عصبانياست كه 62 درصد قبولي در دانشگاهها را سهم خودشان كردهاند اين يكي از نشانههاي تلاش براي كنار زدن سنگهاست ولي مدركهاي دانشگاهي قابشده اگر به كار چرخاندن چرخ روزگار بر مدار تمايلات فمينيستي نيايد به درد گذاشتن در كوزه هم نميخورد.منظورم از فمينيسم در اينجا دقيقا ً برابري زن و مرد در حقوق،وظايف و تكاليف است نه برتري زن بر مرد.
3چند وقت پيش يك ميتينگ جلوي دانشگاه تهران برقرار بود در اعتراض به نقض حقوق زنان در قانون اساسي بود.هرچند اتوبوسهايي كه پليس براي كنترل جمعيت جلوي در دانشگاه پارك كرده بود مانع از پيوستن همه زنهاي علاقهمند به اين جمع شد ولي مطمئنم همه آنهايي كه آن رورز بعدازظهر از خيابان انقلاب گذاشتند شب چيزي داشتند تا براي خانواده و دوستانشان تعريف كنند اين يعني يك قدم براي ايجاد تغيير.ميدانم كه اين كافي نيست و كم است ولي اتفاق خوبي است.حالا كه اين را مينويسم به جمعيت فراوان زنهايي فكر ميكنم كه در دادگاههاي خانواده پشت همين موانع حقوقي و تبعيضهاي قانوني متوقف ميشوند و فكر ميكنم جاي آنها در اين تجمع خيلي خالي بود.اگر همه آنها ميآمدند نه تنهاخيابان انقلاب تا آزادي بلكه همه خيابانهاي شهر پر ميشد.يعني كسي خبرشان نكرده بود؟راستي آن روز سالنهاي آرايشگاههاي زنانه تهران شلوغتر بود يا جلوي دانشگاه تهران؟
4در را باز ميكند و كنار ميرود تا اول من وارد سالن بشوم و ميگويد:lady's first
ميگويم: من فمينيست هستم بنابراين با من مثل يك انسان رفتار كن.طبيعي رفتار كن. بنابراين شما بزرگتريد اول شما بفرماييد ولي حاضر نميشود.به هر حال اين lady's first يكي از نشانههاي مردهای روشنفكر است.
شايد ما زنها آنقدر خودمان را درگير اين تعارفات و احترامهاي مصنوعي كردهايم كه بيخيال احترام به حقوق انسانيمان شدهايم.
به نظر من lady's first رسماً يك فحش است.يعني به تو احترام ميگذارم چون زن هستي نه اينكه احترام ميگذارم چون انسان هستي.
شخصاً ترجيح ميدهم آقايان به جاي اينكه در سالن را باز كنند و كنار بروند تا من وارد شوم كمك كنند تا اين همه در بسته را باز كنيم.
مثلا به اين بنبست نگاه كنيد:زن بدون اجازه شوهر حق خروج از منزل را ندارد.ببينيد من سخت نميگيرم ولي اين يكي از مباني صدور احكام در دادگاهها عليه زنهايي است كه انگار زنداني مردان هستند
خب چرا؟چرا من بايد گول lady's first را بخورم؟
5
هفته گذشته آخرين قسمت سريال تكراري روزيروزگاري از تلویزیون پخش شد.
خاله ليلا(ژاله علو) در اين سريال يك زن مقتدر است.او نه اداي روشنفكري دارد كه البته در موقعيت زماني سريال هم قرار نيست چنين اتفاقي بيفتد نه غيرطبيعي رفتار ميكند. او در اين سريال تصميمهاي مهم ميگيرد،مديريت ميكند،تاثير ميگذارد،قضاوت ميكند و حتي حكم هم اجرا ميكند ولي در طول سريال، اقتدار اين زن با زنانگياش در تضاد قرار نميگيرد.او با گيوههاي گلزده براي شلاقزدن فرزندخوانده خطاركارش اعلام آمادگي ميكند.فكر ميكنم قانونگذارهاي ما و البته زنان فمينيست ما بايد يك بار بنشينند و رفتار اين زن را تحليل كنند.نميدانم اگر قضاوت كردن خاله ليلا آنقدر طبيعي است چرا به نظرمردان قانونگذار ما قضاوت زنها ممنوع است؟اگر آنقدر بدون سروصداي بيهوده ميتوان يك مجموعه را مدیریت كرد چرا زنهاي فمينيست ما پيش و بيش از اينكه مديريت كنند ميخواهند مديريتشان را توي چشم آدمها فروكنند؟
6به هر حال قرار است اين يادداشت به مناسبت تولد فاطمه زهرا(س) و روز زن چاپ شود براي همين فكر كردم براي كمي جسارت پيدا كردن بد نيست توصيه كنم خطبههاي او را بخوانيد.انرژي كلمات او بخصوص اگر به ترجمه دل نبنديد و به زبان مبدا بخوانيدشان آنقدر زياد است كه ميتوانيد همه درهاي بسته را باز كنيد.
راستي چرا كنار داستان پهلوشكستگياش و آبي كه مهريه اوست كسي خطبههايش را تكرار نميكند؟
7
براي اينكه به عدد هفت برسم بايد حرف تازهاي بزنم.مثلا اينكه زن بودن عليرغم همه سنگهايي كه در طول تاريخ مانع از حركتمان شده نبايد بهانه نشستن باشد.
يك قدم كوچك را اگر ضربدر تاريخ كنيم خيلي زياد ميشود.اين هم يك جمله حكيمانه براي هپي اند اين يادداشت.