Monday, August 29, 2005

اين پست يك خواهش است

من از اين‌خانم بسيار خوشم مي‌آيد.موسيقي صدايش مثل عبور آب‌روان از روي قلوه‌سنگ‌ها روح آدم را ملايم مي‌كند.لطفاً نگوييد ملايم مي‌كند يعني چه چون دقيقاً همين اتفاق مي‌افتد.چند سال پيش يك انسان مهربان و دلپذير اين آلبومش را از تركيه برايم آورد آيا او نمي‌خواهد اين بار هم با خريدن آلبوم تازه او برايم مرا در درياي محبت خودش غرق كند...غرق كند...غرق كند طوري كه ديگر پيدايم نشود؟

مرده‌شور ريخت نكبت اين ارباب حلقه‌ها رو ببرن!

Sunday, August 28, 2005

در فاصله پاريس و لندن

اگر ‌چندين سال ‌پيش جز ‌كساني ‌بوديد كه ‌كتاب سفر در ‌انتهاي شب را خوانده‌ايد حتما لويي‌فردينان ‌سلين را مي‌شناسيد.‌حدد يك ماه ‌پيش ‌كتاب تازه او را از نشر چشمه ‌خريدم.
اسم ‌كتاب هست مرگ‌قسطي نشر ‌مركز آن را منتشر ‌كرده و ترجمه‌اش هم ‌كار ‌مهدي‌سحابي است.همان آدم پر‌حوصله‌اي كه آن مجموعه بلند و ‌غيرقابل تحمل ‌پروست را ترجمه كرده‌است.
راستش من چون از سفر به ‌انتهاي شب خوشم آمده بود از ترجمه اين ‌كتاب ذوق ‌كردم و از ‌توي قفسه برش داشتم.‌ديدن ‌قيمتش باعث شد ‌كمي هول ‌كنم و ‌بگذارمش دوباره سر‌جايش ‌ولي راستش را ‌بخواهيد آخرش نتوانستم طاقت ‌بياورم و ‌خريدمش به ‌قيمت هفت‌هزار‌و‌نهصد تومان، تو بگو هشت‌هزار‌تومان وجه ‌رايج ‌مملكت.
‌آيا ‌توصيه مي‌كنم كه اين ‌كتاب را ‌بخريد؟چون قطعاً به ‌كسي قرض نمي‌دهم ‌كتابم را و ‌بايد به ‌فكر ‌خريدش ‌باشيد ‌بايد ‌بگويم نمي‌دانم.
مرگ‌قسطي شروع توفان‌واري دارد.‌يعني به شما قول مي‌دهم كه تمام آن مدت كه ‌داريد يك‌چهارم اول ‌كتاب را مي‌خوانيد به خودتان لعنت مي‌فرستيد چرا در‌مورد ‌خريدش ‌ترديد ‌كرديد و در سه‌چهارم‌ ‌بعدي ‌هي از خودتان مي‌پرسيد اين ‌فردينان ‌عزيز ‌كي مي‌خواهد از اين تكرار‌ها دست بردارد؟به هر‌حال اگر به ‌ادبيات فرانسه علاقه‌منديد و اگر قبلاً سفر‌به‌انتهاي شب را خوانده‌ايد حتماً‌حتماً مثل من ‌گولمالي ‌بشويد و ‌برويد اين مرگ‌قسطي را ‌بخريد چون وسوسه ‌خريدن و داشتنش تا آخر عمر ‌رهايتان نمي‌كند.
پايين اين صفحه خواندم كه اين كتاب پرفروش‌ترين كتاب مرداد‌ماه بوده‌است.

كتاب زماني‌براي‌زن‌بودن را دوست ‌پزشكم با ‌سخاوت از ‌بين كتاب‌هاي كتابخانه‌اش به من داد تا ‌شايد ‌افكار ‌پليد برابري‌خواهانه ‌جنسيتي از سرم‌ ‌بيفتد و بتوانم با ‌خيال آسوده زندگي‌ام را ‌بكنم.
آموزه ‌اصلي اين ‌كتاب قطور اين است كه همه‌جا آسمان ‌همين رنگ است كه مي‌بيني.‌يعني براي ‌چيزهاي ساده‌اي كه داشتنش براي مردها ‌طبيعي است زن‌ها ‌بايد بجنگند.‌ماجراي اين ‌كتاب در انگلستان مي‌گذرد و ‌خانمي كه محور اين داستان است ‌مدير سرمايه‌گذاري يك ‌بانك مهم در لندن است.
‌زماني براي زن بودن مرور جنون زندگي زنانه ‌كساني است كه مايل‌اند هم ‌كار ‌كنند هم مادر ‌خوبي باشند هم همسر ‌خوبي و از اين خوب بودن‌ها به عنوان يك زن لذت هم ببرند.
‌آيا ‌توصيه مي‌كنم اين ‌كتاب را ‌بخوانيد؟
بله! به خانم‌ها ‌توصيه مي‌كنم بخوانند تا احساس ‌تنهايي ‌نكنند و به ‌آقايان هم ‌توصيه مي‌كنم بخوانند تا متوجه ‌سنگيني تحمل‌ناپذير بار ‌هستي كه بر دوش زنان است بشوند.

Wednesday, August 24, 2005

باز نمودن يك پپسي‌ براي خودم

ما اشتباه كرديم يا آنها كه راي ندادند.اين گفت‌و‌گوي خيلي خوب را كه من و پرستو با مصطفي‌تاج‌زاده داشته‌ايم در روزآنلاين بخوانيد!.خيلي از سوال‌هايي كه اينجاست كل‌كل‌هاي خودم با اين آقايان مشاركتي بوده و هست.و البته مي‌بينم كه كلي سوال ديگر هم هست كه بايد مي‌پرسيدم ولي در آن‌صورت گفت‌و‌گو يك كتاب مي‌شد.
مساله سخت پوشش هم يادداشت ديروزم در اين روزنامه آنلاين بود كه خوب معلوم است كه يادداشت خوبي است! اين هم ورژن خلاصه انگليسي‌اش:
the chador problem
آهان يادم افتاد يك مطلب هم همين هفته توي زنان ايران داشتم با عنوان چند مثال ساده از مساله زندگي زنانه
نه مثل اين‌كه واقعاً‌براي خودم پپسي باز كردم توي اين پست!

Sunday, August 21, 2005

لينك‌هاي باحال

خانم ترانه
و
حالشو ببريد
و
يك سند داغ

Thursday, August 18, 2005

شمارش معكوس زندگي

شعار بدهيم، حرف بزنيم، بنويسيم ولي گاهي وقت‌هايك قدم كوچك هم برداريم.

پي‌نوشت:به اين دو جا هم سر بزنيد:
Please Help Us Prevent a Woman’s Execution
شمارش معكوس براي اعدام زني كه نتوانست ادعايش را ثابت كند.

لينك-حرف

با شاهين عدالتي و فوتوبلاگ خوبش آشنا شويد.هم طراحي خوبي دارد هم عكس‌هاي فوق‌العاده‌اي.
اولين پادكست خبرگزاري ميراث را هم بشنويد.
پذيرفتن توآوري‌هاي وبي و استفاده از آنها كار خوبي است كه خبرگزاري ميراث با راه‌انداختن وبلاگ‌ و آژانس عكس شروع كرده و حالا هم كه پادكست راه انداخته‌است.اين پادكستشان خيلي بهتر از برنامه‌هاي راديوست ولي يك اشكال كوچك هم دارد. يعني گوينده تكليف خودش را روشن نكرده است گاهي به صورت محاوره‌اي برنامه‌اش را اجرا كرده و گاهي به صورت رسمي كه البته اولي‌اش را من ترجيح مي‌دهم.
بنابراين آقا و خانم پادكست! با من حرف بزن.براي من تعريف كن.به قول برادر سياوش قميشي: از روي نوشته حرف نزن! رها شو از پيله خواب!
در شماره امروز روزآنلاين چند‌تا مطلب خوب هست كه خوادني هستند.
يكي گزارش فرناز قاضي‌زاده با عنوان دست از كيبوردها برداريد درباره به مجلس رفتن لايحه جرايم اينترنتي كه جايي نديدم به آن بپردازند.
دوم نوشته مسعود بهنود با عنوان اخلاق حرفه‌اي كيهان كه مچگيري خوبي است و در ضمن اطلاعات خوبي در مورد مسائل اقتصادي راست‌ها به دست مي‌دهد كه آنقدرها هم گويا اهل حلال‌خوري نيستند.
و گزارش يك پژوهش تحليلي خيلي جالب كه توسط يكي از اعضا جبهه مشاركت صورت گرفته درباره تقلب‌هاي گسترده انتخاباتي كه همانطور كه از اسمش پيداست آمار تقلبات انتخاباتي را رو مي‌كند.اين پژوهش را يك پژوهشگر سياسي اجتماعي مشهور انجام داده‌ است.
چند روز پيش يكي از اين آقايان ستاد دكتر معين مي‌گفت آنها با خدعه برنده شدند و ما نمي‌توانستيم يا نمي‌خواستيم متقابلاً خدعه بزنيم ولي سياست محل همين خدعه‌هاست.

Tuesday, August 16, 2005

كمي بيشتر در مورد كابينه احمدي‌نژاد قسمت اول

حجت‌الاسلام مصطفي محمد‌پور، وزارت كشور
براي بهتر شناختن وزير كشور كابينه آينده گفتو‌گويي را بخوانيد كه در دو شماره خردنامه همشهري با فاصله يك هفته بيست‌و‌نهم بهمن
و ششم اسفند هشتاد‌و‌دو منتشر شده‌ و در آنجا مصطفي پورمحمدي به عنوان كسي كه مطالعاتش در رشته حقوق اساسي و جزا و فقه سياسي است و در دانشگاه امام صادق عضو گروه مطالعات سياسي اسلام بوده و در موضوعات فوق تدريس مي كند به سوالاتي در مورد حقوق شهروندي پاسخ گفته است.
با توجه به اين كه او براي پست وزارت كشور پيشنهاد شده وزارتخانه‌اي كه بيش از ساير بخش‌ها درگير مباحث مربوط به حقوق شهروندي است به نظرم آنها كه به اين حوزه علاقه دارند بد نيست از همين الان با نظرات وزير آينده احتمالي كشور آشنا بشوند.
حكومت و حقوق شهروندي بخش اول
حكومت و حقوق شهروندي بخش دوم

منوچهر متكي،وزير امور‌خارجه
منوچهر متكي وزير پيشنهادي براي امورخارجه نفر بيست‌و ششم فهرست نمايندگان راه‌يافته به مجلس در دور هفتم بود.روزنامه همشهري بعد از برگزاري انتخابات مجلس هفتم درباره او نوشت: متكي تقريباً يك دور در تمام پست هاي وزارت امور خارجه به كار گرفته شده است. اما توضيح نداد كه چرا در هيچكدام از آن پست‌ها به طور متمادي ماندگار نشده‌است.شايد اخراج او از كشور تركيه در دوران سفارتش در اين كشور تنها يك نمونه باشد.
منوچهر متكي در انتخابات رياست‌جمهوري اخير رئيس ستاد انتخاباتي تهران و حومه علي لاريجاني بود در گفت‌و‌گويي با ايرنا گفته بود:اصول گرايان تنها با يك نامزد در انتخابات حضور مي‌يابند همان‌طور كه مي‌دانيد آنها بالاخره احتمالاً براي ضايع كردن متكي با چهار نامزد وارد گود انتخابات شدند.
از او كه به زبان انگليسي مكالمه و ترجمه تسلط و با زبان‌هاي اردو و تركي استانبولي آشنايي دارد.در جستجوي گوگل ترجمه يك مقاله منتشر شده در نشريه تدبير با عنوان مديريت توزيع فيزيكي پيدا كردم كه منبعش را اينترنت نوشته بود.
او اوايل امرداد در يك سخنراني كه به دعوت جامعه‌ي انجمن‌هاي اسلامي اصناف و بازار در مسجد امام انجام داد گفت: غير از احمدي‌نژاد و خدا، هيچ‌كس از تركيب كابينه خبر ندارد.گفت‌و‌گوي مفصل او را در سوم آذر هشتاد‌و‌سه با روزنامه همشهري هم خواندني است آنجا كه مي‌گويد: تصور مي كرديم كه آن چه كه ما بگوييم به عنوان حاكميت همان خواهد شد و دوم خرداد معلوم شد كه اين جور نيست.
راستي توي اين وبلاگ هم خواندم كه يك عاشق سرگشته‌اي مي‌خواسته از وساطت متكي براي رسيدن به عشقش استفاده كند كه جالب بود.
گفت‌و‌گوي همشهري با منوچهر متكي: فرود و فراز يك جريان

Monday, August 15, 2005

به بهترين شهردار دنيا راي بدهيد

تقارن حلول ماه مبارك رجب و شروع دولت اسلامي بر مردم ايران اسلامي مبارك باد

. براي راي دادن به دكتر احمدي نژاد به عنوان بهترين شهردار دنيا كليك كنيد
بله ديگه ناراحتيد؟خيلي هم شهردار خوبي بود تا باباقوري شود هرآنكه نتواند ديد.آن دو جمله بالا از اين نوشته‌هايي است كه از نواربالاي سايت خدمت رد مي‌شوند .به هر‌حال تهراني هاي عزيز بروند راي بدهند.
ديگر اين‌كه در مورد اين برادرمان شنيده‌ام كه خيلي خوش سابقه‌ است و وقتي سفير ايران در تركيه بوده از آنجا اخراج شده‌است.دوستاني كه در مورد مسائل ديپلماتيك اطلاعات دارند مي‌توانند در مورد دلايلش توضيح بدهند.
اين يكي برادرمان هم كه دوستان سوابقش را از اينجا لينك داده‌اند.
اين حرف حساب هودر هم واقعاً‌حرف حساب است من با اين برادرمان چند سال پيش يك بار براي جشنواره مطبوعات مصاحبه كردم و تا 24 ساعت بعد از آن هنگ كرده‌بودم.
اين وزارتخانه بازرگاني هم شانس ندارد هميشه خدا وزيرش بايد قلمبه باشد.التفات بفرماييد.
آزاد‌نويس هم اينجا از سوابق و مدارك علمي وزير علوم پيشنهادي نوشته‌است.
پي‌نوشت:اي خدا! چي مي‌شد اين احمدي‌نژاد يك كابينه‌اي معرفي مي‌كرد توپس و پوز همه را مي‌زد؟چرا همه چيز طبق روال پيش‌بيني شونده‌اي به سمت قهقرا دارد مي‌رود؟فكرش را بكنيد مثلاً‌احمدي‌نژاد بورقاني را به عنوان وزير ارشاد معرف مي‌كرد! وااي كه چقدر مي‌تركوند و البته مي‌خنديديم گمونم به بورقاني.

Sunday, August 14, 2005

با خاتمي يا بي‌خاتمي

به دلايل متعددي من معتقدم خاتمي در طول دوران رياست‌جمهوري‌اش كارهاي بزرگي كرد كه يك روز سر فرصت مي‌نشينم و مي‌نويسمشان.
خيلي از دوستان من مي‌گويند با خاتمي يا بدون خاتمي به هر حال جريان‌اصلاح‌طلبي در ايران پيش مي‌رفت و او كاري نكرد كه از صميم قلب اميدوارم اين جريان هميشه پيش‌رونده كه دوستان از آن حرف مي‌زنند در دوران برادر احمدي‌نژاد هم به حركتش چنان ادامه بدهد كه من روسياه بشوم.حاضرم به قيمت سوسك شدن خودم تغيير و تحولات باب ميل دوستان اتفاق بيفتد.ديگر از خودگذشتگي بيشتر از اين؟
فكر مي‌كنم خاتمي از ظرفيت‌هاي جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنيم با خبر بود كه اينقدر در هر موردي كه اتفاق مي‌افتاد نگران بود كار به خشونت كشيده شود.راستش ما اصلاح‌طلب‌ها در خيابان كم مي‌آوريم و آن دوستان آن‌طرفي زياد مي‌آورند و در نتيجه برقرار نشدن توازن قوا، آنها مي‌زنند حال ما را مي‌گيرند.نمونه هم كه فراوان است.چند سال پيش در سالن ورزشي دانشگاه شريف تجمعي برقرار بود كه يادم نمي‌‌آيد سر چه ماجرايي بود ولي يادم هست كه آنها برنامه ما را به هم زده‌بودند و ما اين طرف داشتيم اي‌ايران مي‌خوانديم و يك سري از برادران و خواهران داشتند يك‌عده‌مان را آن گوشه سالن مشت‌و‌مال مي‌دادند.صحنه‌اي هست كه هيچ‌وقت فراموش نمي‌كنم يكي از اين برادران آن‌طرفي با هيبتي اين هوا‌ !!! ميله بارفيكس را برداشته بود و دور سالن ورزش دنبال يك جوجه دانشجوي اصلاح طلب افتاده بود و آن بنده خدا هم جانش را گذاشته بود توي پاهايش و مي‌دويد.خوشبختانه با كمك قوانين فيزيكي آن دانشجوي اصلاح‌طلب كه وزن و جرم كمتري نسبت به حريفش داشت توانست با سرعت بيشتر از مهلكه فرار كند و ما همچنان داشتيم سرود اي ايران مي‌خوانديم! مي‌بينيد كه فقط كار ما با قانون پيش مي‌رود و لاغير!حالا قانون فيزيكي يا قانون مدني فرقي نمي‌كند.
همه اينها را نوشتم تا بگويم با همين اعتقادها تصميم گرفتيم يك سايت خبري براي پيگيري برنامه‌هاي خاتمي بعد از دوران رياست‌جمهوري راه‌بيندازيم.نتيجه هم شد اين سايت با خاتمي كه قرار است پايگاه كساني باشد كه به روش اصلاح‌طلبي با اعتدال خاتمي موافقند.
اگر به سايت با ‌خاتمي سربزنيد مي‌بينيد كه فعلاً كلي كم دارد كه به مرور اصلاحاتش مي‌كنيم و به بخش‌هايش اضافه مي‌كنيم و البته فعالش مي‌كنيم.چند هفته است كه امير منصوري مدام برايم اس‌ام‌اس مي‌فرستد و تلفن مي‌كند كه چرا با‌خاتمي را معرفي نمي‌كني كه در اين پست اين كار را كردم.
لطفاً اگر شما هم كمكي يا انتقادي يا پيشنهادي از دستتان برمي‌آيد خبرمان كنيد.البته كه خوشحال مي‌شويم.

دريبل‌هاي علي كريمي براي آختن پاختن‌ها

يك نفر بود كه هر بار بازي بايرمونيخ بود مي‌آمد و توي صبحانه لينك مي‌گذاشت كه باز هم علي كريمي بازي نمي‌كند.در حالي كه در هر سه بازي گذشته اين تيم علي كريمي آمد و بازي هم كرد.ديروز هم همان نفر آمده بود لينك گذاشته بود.اما در اين بازي سوم باز علي كريمي بازي كرد و اتفاقاً‌گل هم زد كه خبرش را مي‌توانيد اينجا ببينيد و عكس‌هايش را اينجا شايد هم بخواهيد ويديو صحنه گل‌زدن كريمي را ببينيد.من البته آنقدرها فوتبالي نيستم ولي علي كريمي برايم مصداق جوان‌هاي ايراني با استعدادي‌است كه با ايراني بازي به هدر مي‌روند.من واقعاً حرص مي‌خوردم كه او با آن دريبل‌هايش توي ليگ امارات بازي مي‌كند چون امارات به ايران نزديك است و مي‌تواند هر وقت دلش تنگ شد بيايد يك سر بزند و برگردد. حالا خوشحالم كه آنجاست و خوشحال ‌تر مي‌شوم اگر ميان آن آلماي‌هاي آختن پاختن!!! دوام بياورد.مخصوصاً‌با آن دريبل‌هاي بي‌كله‌اش وقتي از هفت‌تا بازيكن حريف رد مي‌شود و جلوي دروازه توپ را مي‌فرستد توي اوت!

Saturday, August 13, 2005

ما از اين لحاظ هم اول هستيم

برخوردن به ديوار فيلتر اتفاق مزخرفي است كه براي ما ايراني‌ها هر روز مي‌افتد ولي هيچ‌وقت هم طبيعي نمي‌شود.اين گالري صفحاتی که کاربران اینترنت در دنیا هنگام برخورد با فیلتر مي‌بينند فهرست جالبي است.من يك سري به اين بخش زدم و ديدم در اين قسمت سي‌و‌سه صفحه از كشورهاي مختلف هست.
واقعيتش اين است كه ايران با داشتن هشت نوع صفحه در اين فهرست جايگاه خاصي در صدر همه دارد.بعد از آن امارات با سه صفحه و تايلند، تركيه، ويتنام و سنگاپور با دو صفحه در رده‌هاي بعدي قرار دارند.عربستان،ميانمار، سودان، مالديو، كره كه مشخص نيست شمالي است يا جنوبي، كويت، قطر، عمان، يمن، مصر، سوريه، تونس، يونان هركدام با يك صفحه حضور دارند.
در توضيح صفحات فيلتر ايراني نوشته‌شده سايت‌هاي پورنو و سايت‌هاي محتوي مطالب منتقدانه در فهرست‌ سايت‌هاي فيلتر شده هستند.سايت‌هايي هم كه به اطلاع‌رساني برخلاف ميل حكومت مي‌پردازند مثل راديو فردا فيلتر شده‌اند. امارات سايت‌هاي پورنو، سايت گروه‌هاي افراطي، هكرها و همجنسگراها را فيلتر كرده‌است.حكومت‌ در تايلند سايت‌هاي پورنو و در تركيه سايت‌هاي جنبش‌هاي دموکراسی‌خواه و برخي سايت‌هاي خبري از جمله سي‌ان‌ان را فيلتر كرده‌اند.
در ويتنام رك و راست با سايت‌هاي پورنو كار ندارد.در اين كشور سايت‌هاي حقوق‌بشري و طرفدار آزادي‌بيان و سايت‌هاي مخالفان حكومت فيلتر شده‌است.در سنگاپور هم سايت‌هاي پورنو فيلتر شده‌اند اما گويا سايت يك مجله معروف پورنوگرافي را مي‌توان بدون تايپ www راحت بازديد كرد.در يونان كه تنها كشور غربي موجود در اين فهرست است سايت‌هايي كه نفرت برانگيز هستند فيلتر شده‌اند منظور از نفرت‌انگيز هم مثلا سايت‌هاي نژادپرستانه است.كويت و كره هم سايت‌هاي پورنو را فيلتر مي‌كنند اما اشتباه‌هايي هم رخ مي‌دهد يعني برخي سايت‌ها به دليل وجود كلماتي در دامينشان و بي‌اعتنا به محتواي آن فيلتر شده‌اند.
در قطر سايت‌هاي پورنو، در سودان سايت‌هاي پورنو و مخالف حكومت،در يمن سايت‌هاي پورنو و ضد‌اسلام، در عمان سايت‌هاي پورنو و مخالف حكومت، در مالديو،ميانمار و تونس سايت‌هاي منتقد حكومت فيلتر شده‌اند.در تونس صفحه‌اي كه به عنوان نشانه فيلتر استفاده مي‌شود همان صفحه‌اي است كه هنگام ارور 404 به آن برمي‌خوريم.
در عربستان و مصر سايت‌هاي مخالفين حكومت، سايت‌هاي پورنو و حاوي مطالب همجنسگرايانه فيلتر شده‌اند.حكومت بشار اسد در سوريه هم سايت‌هاي حقوق‌بشري، سايت‌هاي كردي و اسرائيلي را فيلتر كرده‌است.
اگر نبودن اسمي از ساير كشورها نشان‌دهنده اين است كه آنجا از فيلتر حكومتي خبري نيست كه خوش‌به‌احوالشان.
راستي اين فيلترهاي ايراني خر هستند نكند يكدفعه بزنند به‌خاطر اين مطلب وبلاگ درب‌و‌داغانم را فيلتر كنند؟

Friday, August 12, 2005

مسائل تخصصي و گزارش مردمي

شبكه خبر يك برنامه دارد پخش مي‌كند در مورد عملكرد اقتصادي دولت خاتمي و به طور خاص بازرگاني خارجي. گزارش اينطوري شروع مي‌شود گزارشگر توي خيابان سراغ يك آقا مي‌رود و از آنها مي‌پرسد نظرشان در مورد بازرگاني خارجي دولت آقاي خاتمي چيست؟ آنها هم چند ثانيه حرف غيركارشناسي مي‌زنند در مورد اينكه خاتمي به صادرات غيرنفتي اهميت نداده و نبايد فقط به درآمد نفت تكيه مي‌كرد و به سرمايه‌گذاري هم اهميت مي‌داد تا براي جوان‌ها اشتغال ايجاد شود و ... من كاري به درست يا غلط بودن اين تحليل ندارم فقط نمي‌دانم رفتن به سراغ يك آدم عادي غيركارشناس و طرح يك سوال كارشناسي از نظر ژورناليستي براي تهيه يك گزارش كار درستي است؟يا همه مي‌توانند طبق سنت ايراني در مورد هرچيزي نظر بدهند؟

Thursday, August 11, 2005

اين يك دعواي خانوادگي نيست

مهدي عزيز!

آقاي شكرخواه را قبول داري؟قبول! ارادتمند آقاي قاسمي هستي؟ قبول!فكر مي‌كني چون اين بزرگواران در كتاب هفته هستند من نبايد حرفي درباره كم و كاستي‌هاي آن بزنم؟قبول!
ولي لطفاً اينطور بدون توجه به سال‌هاي دربدري روزنامه‌نگاري ايراني در زمان آقاي مسجد‌جامعي حرف‌هاي عاشقانه آن دوستان كتاب‌هفته‌اي را خطاب به آقاي وزير تكرار نكن.
اگر آقاي وزير وقت خواندن صفحه‌هاي كتاب‌هفته را نداشته كه لزومي هم به خواندنش نبوده رفتار ضدكليشه‌اي از ايشان سرنزده‌است.به نظر من صفحات يك هفته‌نامه دولتي غيرسياسي كه براي معرفي كتاب‌هاي از فيلتر مميزي وزيرانه گذشته، منتشر مي‌شود خواندن نمي‌خواهد.كما اينكه اگر بنا بود ايشان تمام نشريات دولتي را كه با مديرمسئولي‌اش منتشر مي‌شد پيش از چاپ بخواند كه فرصت نمي‌كرد به وزارت عليه بپردازد؟!
احتمالاً در روزهاي پاياني وزارت ايشان دوستانشان در كتاب‌هفته از سرخوش‌بدرقه‌گي اين حرف‌ها را زده‌اند تو چرا قضيه را جدي گرفته‌اي؟اين يك تعارف دوستانه بوده و تعارف كه لينك دادن ندارد.
آقاي وزير با مشي معتدلشان در اين سال‌ها براي آزادي كدام نشريه توقيف‌شده گور‌به‌گور شده‌اي لابي كردند، چانه زدند، مقاومت كردند كه الان براي عشق‌شان به آزادي بيان و مطبوعات نشان افتخار بگيرند و كف‌و‌سوت نثارشان شود؟
جلوي توقيف موقت البته تا ابد كدام روزنامه ايستادند؟
در روزهاي بسياري كه از دفتر دادستان به دفتر روزنامه‌ها تلفن مي‌شد اين خبر را كار نكنيد،آن تيتر را نزنيد، آن عكس را كار نكنيد و مديران روزنامه‌ها هم از ترس آن «وگرنه... » محتوم همان‌كاري را مي‌كردند كه آقاي مرتضوی مي‌خواست كي، كجا شما يك موضع‌گيري قاطع از وزير ديديد؟
اين اواخر كه ديگر به اين روال عادت كرده‌بودند و حتی براي روزنامه‌هاي توقیفی پیام تسلیتی هم نمي‌فرستادند.
آقاي مسجدجامعي آدم خوبي است.آن‌طور كه از رفاقتش با آقاي شكرخواه و قاسمي برمي‌آيد گويا رفيق خوبي هم هست اما وزير خوب؟...در اين مورد ترديد دارم.يا دست‌كم فكر نمي‌كنم بايد براي عشقش به آزادي بيان و اين حرف‌ها خودمان را پرپر كنيم.
ببين الان من از اين پست تو بشدت عصباني‌ام.كلي حرف ديگر هم داشتم كه نوشتم و پاك كردم ولي به خاطر گل روي دموكراسي و چون علاقه‌اي به بحث سياسي در خانه‌مان ندارم اگر خواستي جواب بدهي توي وبلاگت بنويس.اين‌طوري بهتر است.

Wednesday, August 10, 2005

دوران جديد مسئوليت بعضي‌ها

بعد از انتشار بيانيه پر از خون و خون‌ريزي انصارحزب‌‌اله با عنوان دوران جديد مسئوليت‌هاي ما كه از ژورناليسم منافق نوشته بود و تحول در وزارت اطلاعات و غيره و ذلك يك نظر و يك نامه تازه منتشر شده‌است كه از همين ابتدا ما را به خط‌كشي روشن بين طرفين جناحي كه اسمش محافظه‌كار است هدايت مي‌كند.
يك سر اين جناح تندروهاي بي‌كله‌اي هستند كه گمان مي‌كنند حالا وقتش رسيده بابت سكوت اجباري اين سال‌ها انتقام بگيرند و بزنند و بشكنند و آتش بزنند و البته خون بريزند.
و آن سرش كساني هستند كه متوجه تفاوت‌هاي روزگار ما با دهه‌هاي گذشته هستند و مي‌دانند براي مردم دهه هشتاد نمي‌توان نسخه‌هاي دهه شصتي پيچيد.
نظر سيد احمد خاتمي از روحانيون سرشناس راست در واكنش به بيانيه انصار جالب است.نامه ده‌نمكي به احمدي‌نژاد هم همينطور كه بنوعي در نقد محافظه‌كاران نوشته‌شده و احمدي‌نژاد را كه به راي‌دهندگان قول عدالت داده از افتادن به چاه خواسته‌هاي نامشروع آنها خواه اقتصادي خواه فرهنگي برحذر داشته است.
ده‌نمكي به احمدي‌نژاد گفته‌است بايد از خودي‌ها بيشتر از همه بترسد.
اگر اين دوتا نامه را بخوانيد حالتان كمي بهتر مي‌شود.
هرچند با رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد اوضاع گل‌و‌بلبل نخواهد شد ولي شواهد نشان مي‌دهد از درون خود جناح راست مقاومت‌هاي بسيار جدي در مقابل تندروي‌هاي احتمالي اتفاق خواهد افتاد.
در صورتي كه روشنفكران، فعالان فرهنگي-اجتماعي و نهادهاي مدني منفعل نشوند و متوجه نقش جدي منتقدانه‌شان باشند مي‌شود از اين فاصله براي تغيير رفتار محافظه‌كاران استفاده كرد.اميدوارم تصميم نگرفته‌ باشند بروند خانه‌شان و چهار سال ديگر برگردند.

Tuesday, August 09, 2005

.
.
.
.
.
.
.
هيچي
...
همين

Monday, August 01, 2005

ذوق‌زدگي مرتضوي

از ابتداي جلسه علني روز گذشته مجلس، مرتضوي قاضي دادگاه مطبوعات در جايگاه تماشاچيان حضور داشت و به محض تصويب كليات طرح اصلاح قانون مطبوعات بي‌اختيار ذوق‌زده شد و با صداي بلند تكبير گفت.
داشتم روزنامه‌هاي قديمي‌ام را ورق مي‌زدم كه اين روزها به خاطر ساختن آن فيلم كوتاه درباره روزنامه‌نگاران كه قرار بود در برنامه سلام خاتمي پخش شود و نشد از آرشيوم بيرون آورده بودم.
در ستون در راهروهاي مجلس روزنامه صبح‌امروز شماره 156 چشمم به اين خبر كوتاه افتاد.فقط همين.